تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

332

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

شيخ الرئيس در شفا بيان كرده است كه در چند مورد صورت گفته مىشود . « 1 » بعضى اوقات به هر چه فعليت داشته باشد و قوه نباشد و لو ماده نداشته باشد و از طبيعت نباشد ، صورت گويند ؛ لذا به جواهر مفارقه صورت گويند چون فعليت دارند . از حضرت امير عليه السلام منقول است كه : « اوّل ما خلق اللَّه الصورة » ، « 2 » يعنى عالم العقل . چنان كه در اين اطلاق به حضرت احديت كه فعليت صرف و تمام الفعليه است صورة الصور گويند . و بعضى اوقات صورت بر هر هيئتى و فعلى كه در قابل وحدانى يا مركب باشد ، اطلاق مىشود به طورى كه به حركات و اعراض كه عارض بر شىء بسيط وحدانى يا مركب است صورت گويند . و بعضى اوقات به آنچه ماده فعلًا متقوم به اوست ، صورت گويند ، بنا بر اين اصطلاح صورت بر جواهر عقليه كه خالى از ماده بوده و بر اعراض كه ماده ندارند اطلاق نمىشود . و بعضى اوقات به آنچه ماده به او تكميل مىشود ، صورت گويند مثلًا به شيرينى سيب ، صورت گويند . و همچنين به آنچه ماده به او تكميل مىشود گرچه آن چيز بالفعل مقوم ماده نباشد ، صورت گويند ؛ مثل صحت كه ماده بالطبع به سوى او حركت مىكند و لو فعلًا به او نرسيده باشد . و باز به آنچه از صناعت حادث مىشود صورت گفته مىشود ، مثل صورت سرير كه از صنعت نجّار حاصل مىشود . و نيز كليت كل ، صورت اجزاء است .

--> ( 1 ) - شفا ، بخش الهيات ، ص 447 . ( 2 ) - اين روايت را در معاجم روايى نيافتيم .